سلام دوستاى عزيزم...
راستش قصد ندارم فعلا ترجمه جديدى براتون بزارم... نميدونم... تو اين شرايط دستم به ترجمه كردن و نوشتن نميره... سعى ميكنم به زودى كار ترجمه رو شروع كنم... در حال حاضر دلم ميخواد با تمام وجود فرياد بزنم... تحملش برام زجر آور شده... ميدونم كه همگى در جريان دادگاه هاى نمايشى يا بهتره بگيم اين سيرك بيرحمانه هستيد... نميخوام بيشتر از اين با مرورش شما رو اذيت كنم...
اين روزا به شدت احساس تنهايى ميكنم... از همون شب اول دادگاه ها... كه انگار بين دوستام تنها كسى كه داشت زنده اين مراسم پر زرق و برق (!!!) رو تماشا ميكرد خودم بودم... بقيه مثل اينكه يا سفر بودن ، يا خواب تشريف داشتن... نميدونم... شايدم توان ديدنش رو نداشتن...
وى پى انى كه ميثم عزيز بهم داده بود هم مهلتش تموم شده بود و دائم ادا در مياورد... اينه كه با هزار بدبختى تونستم سايت TMZ رو باز كنم و ببينم داره چه اتفاقاتى ميفته... الانم كه هنوز موندم بدون وى پى ان و نميتونم چيزى رو دانلود كنم كه اين مثل خوره به جونم افتاده... از شانس من ميثم هم معلوم نيست كى برگرده خونشون كه بتونه يه كمكى بهم بكنه... اينه حسابى اعصابم ريخته به هم... ميخواستم چندتا ويدئو براتون آپ كنم كه فعلا به خاطر همين مشكلى كه گفتم نمى تونم... از طرفى درسام هم كه آوار شده رو سرم و تمركز كافى براى خوندنشون رو ندارم...

اون شب بعد از ديدن اون عكس و شنيدن اون فايل صوتى به قدرى شوكه شدم كه فكر كنم حالا حالا ها حالم جا نياد... ديدن صورت مايكل و تماشاى خاموش شدنش به كل نابودم كرده... تو اين چند روز تنها كسى كه همدرم بود و حالمو ميفهميد خواهر گلم بود كه از همون لحظات اوليه با تمام وجودش كنارم موند... از همتون ميخوام كه قوى باشيد و صبر پيشه كنيد... فكر ميكنم اتفاقات شوكه كننده بعدى هم در راه باشه... بايد منتظر موند...
حالا ازتون يه سوال دارم دوستان :
اين دادگاه فرمايشى مسخره(!!!!) براى چيه؟ چرا بايد بصورت زنده پخش بشه؟
حدود 6 سال پيش كه مايكل رو دادگاهى كرده بودن... فقط يه هدف داشتن... اينكه بدنام و خونه نشينش كنن... ميدونستن كه بيگناهه و من فكر ميكنم از اول هم قرار نبود محكومش كنن... مايه شرمسارى خودشون بود!!!! همينكه خودش بود ، همينكه مجبورش ميكردن تقريبا هروز از خونه بزنه بيرون و با تمام حواشى هاى مسخره اى كه ساخته بودن ، براشون بقدر كافى منفعت داشت... ديگه چى از اين بهتر!!!
اما حالا داستان فرق ميكنه... مايكل جكسونى كه سال 2009 داره مردونه پا به ميدون ميزاره در حقيقت شده مزاحمشون... درسته كه داره برميگرده ، احتمالا تا مدتى هم كاراش خوب فروش ميكنه و برق اسكناس ها حال يه عده اى رو جا مياره ... اما...
اين مايكل جز دردسر چيزى براشون نداره... هه !! تازه ميخواد پولا رو برداره و بيمارستان كودكان بسازه!!! حيف اين همه پتانسيل برا پول درآوردن نيست كه در اين راههاى بى ارزش(!!!) هدر بره ؟!!! ماها خودمون نيازمند تريم!!! بسه ديگه هر چى فرياد زدى دنيا رو اصلاح كنيد!!!! اين دنيا بايد پر از بوى تأفن باشه تا ملت مست شن از بوى گندش... تا نفهمن كه ما چطور سر دليرمردانش رو زير آب ميكنيم... تا نفهمن داره چه بلايى سر نغمه ى صلح و انسانيت مياد ...
بخاطر پول ... همين پول كثيف (!!!!) ميكشيم و نابود ميكنيم... دروغ ميگيم و خيانت ميكنيم.... مثل ترانه ى خودت مايكل :
Money Money... Lie for it Spy for it Kill for it Die for it So you call it trust But I say it's just In the devil's game Of greed and lust They don't care They'd do me for the money They don't care They use me for the money So you go to church Read the Holy word In the scheme of life It's all absurd
پول
پول
بخاطرش دروغ میگيد
براش جاسوسى میكنيد
بخاطرش آدم میكشيد
براش میميريد
و اونوقت شما اينا رو ايمان و اعتماد مى ناميد
اما من ميگم كه اون فقط
يه بازى شيطانى و پليده
از حرص و آز و طمع
اونا اهميتى نميدن
اونا از من بخاطر پول بهره ميبرن
اونا اهميتى نميدن
اونا از من بخاطر پول استفاده ميكنن
حالا (بعد از تمام اين كارا) پاشو برو كليسا
و واژگان مقدس رو نجوا كن
و در روند زندگى
اينها همه پوچ و مضحكه !!!

آره مايكل!!!
نعره بزن... فرياد بكش!!! هميشه راست ميگفتى !!!!
همه اين بساطا به خاطر اين پول كثيفه!!!
مرده ى تو بيشتر به دردشون ميخورد...
موجودان كثيف جنايتكار!!!!
وقتى كه كشتنت... همه چى حل شد!!!
فيلم مستندت شد پرفروش ترين سال!!!
آلبوما ، فيلما ، گيم ها و عروسكات فروش رفت...
مخصوصا اون تيشرتاى قشنگت...
هر تيكه از لباسات رو يه جا دارن حراج ميكنن!!!
از دستكش هات بگير تا كت و كلاه و شلوارات...
ميدونى پسر !!!! ميدونى رو چه گنجى خوابيده بودى؟؟؟
ميدونى مانع كار چند نفر شده بودى؟؟؟
يهو همه جا عزيز شدى...
دشمنانت شدن بزرگترين حامى هاى تو!!!
البته بعدا معلوم شد چرا!!!
ميخواستن آهنگاى قلابى جيسون ملعون رو به خورد ملت نفهم بدن كه دادن!!!
تازه بعديا هم تو راهه!!!
حالا اون كاسيو هاى بى همه چيز فرت و فرت ميرن از استوديوى خاليشون فيلم ميگيرن...
كه بللللللللللللللله!!!
مايكل جونمون اينجا بوده!!! وقتى اينجا بود فيلم كه بلد نبوديم بگيريم ازش...
شماها هم كه حاليتون نميشه...
پس تجسم كنيد...
مثلا مايكل اينجا بود اون آهنگار رو هفته ها اينجا همراه ما ظبط كرد....!!!
نه مدركى... نه فيلمى ... نه عكسى...!!!
خداييش لازم هم نيست!!!
اين جماعت قد دراز گوش فهم ندارن!!!
ما ميخوايم پولمون رو در بياريم...
بقيش به جهنم!!!
آره مايكل...
آره عاليجناب!!!
خودت قضاوت كن...
هنوزم باور ندارى كه مردت بيشتر براشون ارزش داره؟!!!
ميدونى چيه؟
من متاسفم براى خودم... براى هم نوعانم...
اين دنيا شفا نميخواست مايكل...
اين دنيا لياقتش نكبت و نابوديه!!!
حرفات ديگه برا كسى خريدار نداشت!!!


به جهنم كه كره زمين داره نابود ميشه...
بيخيال جنگلا...
گور باباى بچه هاى يتيم و فقير...
اصلا به ما چه كه تو هر گوشه دنيا روزانه هزاران نفر بيگناه كشته ميشن...
بزار نابود بشن مايكل...
بزار انقدر به جون هم بيفتن كه عاقبت
همشون به دست همديگه از بين برن...
بزار اين سياره پير يه نفسى بكشه...
تو الان خودت يه مجرمى...
مجرم درجه يك !!!


كسى كه ميخواست دنيا رو تبديل به جاى بهترى كنه!!!
كسى كه آرزوش اين بود كه هيچ كودكى بى پناه نمونه...
كسى كه ارمغانش براى دنيا عشق و لبخند بود...
كسى رنج مردمان اين سياره متأثرش ميكرد!!!


تو اين زمونه... رو اين سياره...
اينا همشون جرمن مايكل...
اين مردم دنبال مربى و اسطوره نيستن...
يه رفيق دلسوز نميخوان عاليجناب...
ميدونى چى ميخوان؟
ميخوان يه سازى باشه... يه نوايى باشه...
دو ساعت از خود بيخود بشن...
برن تو عالم مشنگى...
كه نفهمن چه جورى روح و عمرشون...
داره كشته ميشه...
اون چهارتا هنربندى(!!!) هم كه دارن براشون شيلنگ تخته ميندازن...
همگى دولت مستعجل هستن...
اون مثلا هنرمند بدبخت... اولين قربانى اين راهه...
همونى كه بيخود گندش كردن...
دو روز ديگه دلشون رو ميزنه...
مثل آشغال ميزننش زمين...
دوران طلايى شما ها تموم شده...
كجاست مايكل؟ فردى مركورى داره چيكار ميكنه؟
كسى از جان لنون خبر داره؟
جيمز براون و فرد آستر كجان ؟
مادر ترزا كجاست؟ پرنسس دايانا...
همه ى ستاره ها كه سوختن مايكل...
تو گفته بودى كه...
يك ستاره هرگز نمى ميره...
بلكه تنها در يك موسيقى كيهانى ،
در رقص زندگى مى آميزه...

سوختى و درخشيدى مايكل...
اما مردمان اين دنيا...
كور و سياه دل هستن...
اگه فرد بينايى هم باقى مونده باشه...
بزودى با دشنه هاى زهرآلود اين موجودات كور خواهد شد...
با شما هستم...
با شما كسايى كه قاتل عشق و رقص و موسيقى هستيد...
شما كه موجودات دوپاى اين سياره رو فريب داديد...
شما كه بخاطر پول يك پادشاه رو كشتيد...
شما كه به كام مرگ فرستاديدش...
و حالا اون مترسك سياه كه آخرين قاتل انسانيته رو داريد تو دادگاه فرمايشيتون محاكمه ميكنيد...
و شما موجوداتى كه با نادونى و قضاوت هاى غلط خودتون تيشه زديد به ريشه هاى خودتون...
همتون ميريد به جهنم(!!!!!)
نه جهنم خداى آسمونى !!!
فرو ميريد در دوزخى كه خودتون داريد آتش اونو شعله ور ميكنيد...
وقتى آواى عشقو انسانيت رو كشتيد...
اون روزى كه برق پول انسانيت رو از شما ربود...
اون روز بود كه شعله اى افكنديد...
كه بزودى شراره هاى اون...
تمامى موجودات اين سياره رو در كامش فرو ميكشه...
و در قياس با عمر هستى...
آن روز بسيار نزديك خواهد بود...
اين پايان دردناك ما خواهد بود...
جهانى بدون عدالت...
كه بزودى در آتش خشم موجوداتش كه عشق را از ياد برده اند... نابود خواهد شد...
.
.
.
مردمان دنيا !
پايان اين خواب غفلت... نابودى همگى ما خواهد بود...
اگر انديشه شما همچون او ... برپايى دنيايى سراسر صلح و دوستی است...
هم اينك به پا خيزيد...
عشق او پناه عاشقانش خواهد بود
Every day create your history
|